تازه متوجه شدهای اقتصاد ایران در یک چرخه معیوب گیر افتاده است.
هنوز به نفت و گاز وابستهایم، رشد اقتصادی منفی است و نرخ تورم به عددی شوکهکننده بین ۴۰ تا ۶۰ درصد رسیده. تحریمهای بانکی اقتصاد را فلج کردهاند و بهنظر میرسد فساد در سایه همین تحریمها رشد کرده است. سیاست روشن و مشخص کجاست؟ بعضی از این اعداد آنقدر بزرگاند که حتی حرف زدن دربارهشان سخت است.
نرخ بیکاری بالاست؛ بهطوری که تعداد افرادی که در شغلهای نامرتبط با تخصصشان کار میکنند، حدود ده برابر کسانی است که شغل مرتبط دارند. وابستگی ما به چین به قبل از انقلاب برمیگردد و تحریمهایی که امروز با آنها درگیر هستیم هم — برخلاف تصور عمومی — ریشههایی قبل از سال ۱۳۵۷ دارند.
این بحث سرِ مقصریابی نیست؛ درباره درک واقعیت موجود است. اگر بناست آیندهای ساخته شود، باید از این چرخهها خارج شویم.
به نظر تو فقط «یک» اقدام عملی چیست که میتواند وضعیت اقتصادی را بهتر کند؟
#اقتصادایران#تورم#تحریم#وضعیت_اقتصادی#رکود_اقتصادی
مدتها ناترازی برق و گاز و آب دغدغه اصلی کشور بود،
اما امروز واقعیت تلختری جلو چشم ماست:
ناترازی منابع انسانی.
یعنی فاصلهای عمیق بین چیزی که یک نفر با کار کردن به دست میآره
و چیزی که برای یک زندگی حداقلی لازمه.
این شکاف هر ماه بیشتر میشه و عملاً کاری کرده که
برای بخش بزرگی از نیروی کار، کار کردن صرفه اقتصادی نداشته باشه.
از طرف دیگه شرکتها هم زیر فشار نقدینگی، هزینههای سربار و تورم عملیاتی هستن؛
یعنی توان افزایش حقوقها با سرعت تورم همخوانی نداره.
نتیجه؟
بازار کار از «رقابت برای استخدام» تبدیل شده به کمبود نیروی انسانی قابلاتکا.
جایی که نه کارمند میتونه جلو بره،
نه کارفرما میتونه فاصله رو جبران کنه.
این دقیقترین تعریف از ناترازیه:
وقتی دو طرف معادله،
هیچکدوم توان نزدیک شدن به نقطه تعادل رو ندارن.
ناترازی منابع انسانی،
امروز یکی از جدیترین تهدیدها برای آینده کسبوکارهاست.
#ناترازی_منابع_انسانی#بازارکار_ایران#تحلیل_اقتصادی#مدیریت_منابع_انسانی#صنعت_ساختوساز#محمد_دبیری#کارآفرینی#بیزنس#اقتصادایران#ساخت_و_ساز#مدیریت#کارمند#کارفرما#تورم#نقدینگی